در حوادث اخير همه ديدند «خامنهاي خميني ديگر است»
خبرگزاري فارس: مدير مسئول روزنامه كيهان گفت: در حوادث و فتنههاي اخير رهبر معظم انقلاب مديريتي الهي داشتند و همه ديدند كه خامنهاي خميني ديگر است.
به گزارش خبرگزاري فارس از قم، حسين شريعتمداري سهشنبه شب در همايش گراميداشت دهه مباركه فجر با عنوان كالبدشكافي فتنه و بازخواني لغزشهاي خواص كه در مدرسه علميه معصوميه قم برگزار شد، در سخناني اظهار داشت: ما بايد نگاه جامعي به جرياناتي كه كنار يكديگر جمعشدهاند و يك هدف مشترك را دنبال ميكنند، داشته باشيم.
وي ادامه داد: منافقين، بهائيت، اسرائيليها، آمريكاييها و افراد بدنام در داخل كشور همه روي يك نقطه ائتلاف و اشتراك دارند و آن اين است كه نظام جمهوري اسلامي نباشد، بنابر اين ميتوان حدس زد كه انتهاي اين جريان به كجا ختم خواهد شد.
مدير مسئول روزنامه كيهان اظهار داشت: جريانات اين چنيني هرچه جلوتر روند اگر در پيشروي خود مقاومتي ببينند چهره خود را آشكار خواهند كرد و در حوادث اخير ما بايد بگوييم كه رهبر معظم انقلاب مديريتي الهي كردند.
وي گفت: اگر قبل از 22 خرداد از من به عنوان يك فرد عادي ميپرسيدند دورهاي كه پيش روي توست فتنه باشد يا نباشد و يكي را بايد انتخاب كني، من ميگفتم كه فتنه باشد، اين فتنه موهبتي الهي بود.
وي با بيان اينكه در اين فتنه غرب و دشمن همه سرمايه خود را در اين قمار باختند، تصريح كرد: كسي فكر ميكرد كه فلاني فلان كاره باشد؟، همچنين تاريخ صدر اسلام و ماجراهايش براي ما بازخواني شد، خيليها آن روز باور نميكردند چرا حضرت زهرا (س) به خانه خواص ميرفت و ميفرمود شما كه بوديد و از ماجرا خبر داريد پس چرا سكوت ميكنيد و آنها سكوت ميكردند و يا به فرموده رهبر معظم انقلاب دو پهلو سخن ميگفتند.
شريعتمداري اضافه كرد: كسي باور نميكرد كه افرادي مانند طلحه و زبير به خاطر مال دنيا و قدرتطلبي به رسول خدا پشت كنند.
وي بيان داشت: نسل اول انقلاب امروز واقعيتهاي فراموش شده را بهخاطر آورد و نسل سوم و چهارم انقلاب نيز انقلاب اسلامي را شناختند و يك بار ديگر چهره آمريكا براي همگان آشكار شد و نسل جوان چهره آمريكا را به خوبي شناخت.
وي با بيان اينكه رهبر معظم انقلاب در اين حوادث مديريت الهي داشتند، تاكيد كرد: همه با چشم خود ديدند كه «خامنهاي خميني ديگر است» و امام (ره) بار ديگر طلوع كرد و نشان داد خورشيدي كه در سالهاي قبل از رحلتشان اشاره كرده بودند، رهبر معظم انقلاب است.
مديرمسئول روزنامه كيهان با بيان اينكه در اين حوادث خط امام خميني (ره) بار ديگر آشكار شد، اظهار داشت: فتنه اخير فتنه خوبي بود، با اينكه تلخ بود ولي پايان شيريني داشت.
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت

اعداد این ساعت بر خلاف معمول هر کدام بر اساس یک قاعده نوشته شده اند. اگر شما هم از اعداد تکراری ساعت های معمولی که فقط گاهی فونت شان عوض می شود خسته شده اید، می توانید این ساعت ۲۵ دلاری را تهیه کنید و آن را به جای ساعت دیواری استفاده کنید.
اگر از صحیح بودن اعداد روی ساعت مطمئن نیستید، می توانید آنها را محاسبه کنید. البته دقت کنید که همه اعداد این ساعت، بر اساس اصول ریاضی نوشته نشده اند.
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
.: سوال:
برخي روايات دلالت دارد بر اينكه هر حكومتي پيش از ظهور امام زمان (عج) تشكيل شود محكوم به شكست است. لذا نظام ولايت فقيه در عصر غيبت، ناموفق خواهد بود و مرضّي معصومين عليهمالسلام نيست!
.: پاسخ:
از امام صادق (عليهالسلام) نقل شده كه فرمودند: «ما خرج ولا يخرج منّا أهلالبيت إلي قيام قائمنا أحداً ليدفع ظلماً أو ينعش حقاً إلاّ اصطلمته البليّة وكان قيامه زيادة فى مكروهنا وشيعتنا»(1)؛ يعني خارج نشد و خارج نميشود از ما اهلبيت پيش از قيام قائم ما كسي براي دفع ظلمي يا گرفتن حقي، مگر آنكه به مصيبت و بليّه دچار ميشود و قيام او سبب زياد شدن مكروه و رنج ما و شيعيان ما ميگردد. اين فرمايش، در سند صحيفه سجّاديّه آمده است. متوكّل بن هارون، راوي صحيفه سجّاديّه ميگويد: يحيي بن زيد بن علي، نوه امام زين العابدين (عليهالسلام) را ملاقات كردم در حالي كه متوجّه خراسان بود. به او سلام كردم و او از حال پسر عموهايش در مدينه پرسيد و خصوصاً از عمويش امام باقر (عليهالسلام) سؤال مؤكد كرد. من او را از حال ايشان باخبر كردم و حزن آنان را بر پدرش زيد بن علي (عليهالسلام) به او گفتم. يحيي بن زيد گفت: عمويم محمد بن علي الباقر (عليهماالسلام)، نظرش اين بود كه پدرم زيد، خروج نكند؛ آيا تو پسر عمويم، جعفر بن محمّد (عليهماالسلام) را ملاقات كردي؟ گفتم: بله. گفت: آيا شنيدي كه درباره من چيزي بگويد؟ گفتم: بله. گفت: چه چيزي درباره من گفت؟ ميل نداشتم بگويم ولي با اصرار يحيي گفتم: از ايشان شنيدم كه درباره تو ميگفت تو نيز مانند پدرت مقتول و مصلوب ميشوي. متوكّل ميگويد: يحيي بن زيد پس از شنيدن خبر كشته شدنش، صحيفه سجّاديّه را كه به املاء امام زين العابدين (عليهالسلام) و خط پدرش، زيد بود، به من داد و گفت: تا زمان مردنم آن را محافظت كن و سپس به دو پسر عمويم، محمّد و ابراهيم، دو پسر عبدالله بن حسن بن حسن بن علي (عليهماالسلام) بده كه آنان، دو قائمند پس از من در اين امر (نگهداري صحيفه). متوكل ميگويد: پس از قتل يحيي بن زيد، به نزد امام صادق (عليهالسلام) رفتم و گفتگويم را با يحيي خدمت ايشان عرض كردم. ايشان گريه كردند و حزنشان نسبت به يحيي بن زيد زياد شد و فرمودند: خدا رحمت كند پسر عمويم را و ملحق كند او را به آباء و اجدادش… آنگاه فرمودند: «ما خرج ولا يخرج…». آنچه از اين روايت و روايات مشابه آن استفاده ميشود اين است كه اگر كسي پيش از قيام قائم (عج) قيام كند و داعيه امامت داشته باشد و مردم را به خود دعوت كند، محكوم به شكست است. تنها كسي كه به خود دعوت ميكند و داعيه امامت دارد و موفق ميشود، وجود مبارك حضرت بقيةالله (سلاماللهعليه) است. علاوه بر اين، اگر كسي قيام كند و امت را به خود دعوت نكند و داعيه امامت نداشته باشد، بلكه جامعه اسلامي را به امام زمان (عج) دعوت كند، ولي شرايط قيامش مهيّا نباشد، آن نيز محكوم به شكست است. امّا اگر كسي مردم را به امام زمان دعوت كند ـ خواه خود، امام زمان باشد مانند حضرت حسين بن علي (عليهماالسلام) و خواه نباشد ـ و از سوي ديگر، «حضور الحاضر وقيام الحجة بوجود الناصر»(2) باشد؛ يعني شرايط قيامش مهيّا باشد، چنين قائدي ممكن است حتي شهيد بشود، ولي دين، با قيام و اقدام او پيشرفت ميكند؛ مانند جريان سيدالشهداء (عليهالسلام) كه آن حضرت شهيد شدند ولي دين خدا حفظ شد. شهادت، منافاتي با ضرورت قيام ندارد. وجود مبارك امام سجاد (عليهالسلام) در دروازه شام، در پاسخ آن مرد كه گفت: «من غلب؟»؛ چه كسي پيروز شد؟ فرمود: «إذا أردت أن تعلم من غلب، ودخل وقت الصلوة فأذنّ ثم أقم»(3)؛ اگر بخواهي بداني كه چه كسي پيروز شد، وقت نماز، اذان و اقامه بگو تا ببيني نام چه كسي را بر زبان جاري ميكني. ما رفتيم اين نام پيامبر و بلكه اصل اسلام را زنده كرديم و برگشتيم. بنابراين، شهادت و اسارت، نشانه شكست رهبر ديني نيست و شكست ظاهري، دليل نادرستي يك قيام نميتواند باشد؛ بلكه به تعبير قرآن كريم، اِحدي الحُسنيين است. اگر فرض كنيم كه روايتي يافت شود كه به طور مطلق بگويد هر قيامي صورت بگيرد، محكوم به شكست و نادرست است، اين روايت چون مخالف با خطوط اصلي قرآن و سنت قطعيّه معصومين (عليهمالسلام) است، مردود و غير قابل پذيرش است؛ زيرا اين همه آيات و رواياتي كه ما در جهاد و امر به معروف و نهي از منكر و احياي كلمه دين و اقامه حدود الهي داريم و اينها مخصوص زمان خاصي نيست، نشان ميدهد كه جلوگيري از احياي دين، سخني نادرست و قابل پذيرش نيست. اگر در عصر غيبت، حكومت ديني نباشد، لازمهاش حاكميّت قوانين غير ديني و افراد ناصالح بر مردم مسلمان است كه هيچ گاه خداوند و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به چنين چيزي راضي نيستند. اكنون بايد ببينيم وضع انقلاب اسلامي و حكومت اسلامي چگونه است؛ آيا بنيانگذار جمهوري اسلامي يا مقام معظم رهبري، مردم را به خود دعوت كردهاند يا ميكنند، يا شرايط حكومت مهيّا نبوده و نيست؟ انقلاب اسلامي، مردم را به امامت ولي عصر (عج) دعوت كرد و ميكند و هيچ كس از خود داعيهاي نداشت و ندارد؛ نه امام و نه مأموم. هر دو ميگويند: ما امت ولي عصر (عليهالسلام) هستيم و آن حضرت، امام ماست. اكنون، حوزههاي علميه به بركت ولي عصر (عليهالسلام) زنده است؛ خود كشور نيز به بركت ايشان زنده است و هر تلاش و كوشش مثبتي در اين كشور صورت ميگيرد، از يمن وجود ايشان است و امت اسلامي، بيصبرانه منتظر است كه با ظهور مبارك ايشان، پرچم نظام اسلامي را به دست با كفايت ايشان بسپارد.
----------------------------------------(1) رياض السالكين؛ ج 1، ص 188.
(2) نهج البلاغه، خطبه 3، بند 16.
(3) بحار؛ ج 45، ص 177، ح 27.
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
دجال کيست ؟
يکي از علائم ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) که در برخي روايات از علائم حتمي شمرده شده ، خروج شخصي به نام «دجال» است . او يک طاغوت بسيار حيله گر است و عده بسياري را با خود همراه مي کند.
دجال در لغت:
دَجَل به معناي روکش نمودن يک شئ است که باطن آن کمارزش باشد ولي روي آن را زرق و برق داده يا طلاکاري کنند بنابراين وقتي دجال را براي کسي بکار ميبرند يعني آن شخص منافق، دروغگو و فريبنده است[1] البته معاني متعددي که گاه به ده معنا ميرسد براي اين واژه ذکر شده است، که به عنوان نمونه به يکي از آنها اشاره شد.
او چشم راست ندارد ، و چشم ديگرش در پيشاني اوست ، و مانند ستاره صبح مي درخشد، چيزي در چشم اوست که گويي آميخته به خون است. وي در يک قحطي سختي مي آيد .
پيشينة دجال:
تاريخچه دجال به قبل از اسلام برميگردد در کتاب انجيل نام دجال نيز به ميان آمده است از آيات انجيل استفاده ميشود که دجال به معناي دروغگو و گمراه کننده است و چنين استفاده ميشود که داستان خروج دجال و زنده بودنش در آن زمان هم در بين نصاري شايع بوده و در انتظار خروجش بودهاند[2] در اسلام نيز سخن از دجال به ميان آمده است و رواياتي در اين موضوع از فريقين (سني وشيعه) وارد شده است، که روايات اهل سنت در اين باب به مراتب بيشتر از رواياتي است که در منابع شيعه موجود ميباشد و اکثر روايات شيعه نيز در اين موضوع برگرفته شده از منابع حديثي اهل سنت ميباشد.
حتمي بودن خروج او :
حضرت علي (عليه السلام) از پيامبر اکرم (ص) نقل مي کند که فرمود:«پيش از قيامت ده امر حتمي واقع مي شود ، که خروج سفياني و دجال از امور حتميه اي است که اتفاق مي افتد.
روايات اهل سنت در اين باب به مراتب بيشتر از رواياتي است که در منابع شيعه موجود ميباشد و اکثر روايات شيعه نيز در اين موضوع برگرفته شده از منابع حديثي اهل سنت ميباشد
نام و نسب او :
عده اي گويند که نام دجال؛ صائد بن صيد يا ابن صياد است ،و برخي مخالف اين امر هستند در لغت دجال به معني کذاب (بسيار دروغ گو) است، و فعل آن را به معني «آب طلا و آب نقره دادن» دانسته اند. دجال را در زبان هاي انگليسي و فرانسه،«آنتي کريست» ناميده اند که به معني دشمن و ضد مسيح است.
خصوصيات فردي او :
حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد: «او چشم راست ندارد ، و چشم ديگرش در پيشاني اوست ، و مانند ستاره صبح مي درخشد، چيزي در چشم اوست که گويي آميخته به خون است. وي در يک قحطي سختي مي آيد ، و بر الاغ سفيدي سوار است»
در صحيح مسلم در کلام رسول خدا (ص) دجال چنين توصيف شده است:«او مردي چاق، سرخ روي ، با موي سر مجعد و اعور (چپ چشم) است ،چشمش همچون دانه انگوري است که بر روي آب قرار گرفته باشد»
عقيده او :
اميرالمؤمنين(عليه السلام) مي فرمايد:«او با صداي بلندي فرياد مي زند که بين مشرق و مغرب ، صدايش را جن و انس و شيطان مي شنوند (ممکن است اين عمل به وسيله رسانه هاي موجود از قبيل ماهواره ، اينترنت و شبکه هاي راديويي صورت بگيرد) و مي گويد: اي دوستان من! به سوي من آييد. من هستم کسي که آفريده است؟ پس استوار ساخته و مقرر کرده و هدايت نموده است. (و مردم را به شرک فرا مي خواند) و مي گويد (انا ربکم الاعلي يعني: من پروردگار برتر شما هستم).
او مردي چاق، سرخ روي ، با موي سر مجعد و اعور (چپ چشم) است ،چشمش همچون دانه انگوري است که بر روي آب قرار گرفته باشد
مکان خروج :
اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي فرمايند:«او از شهري(در آن سوي ماوراء النهرين) و قريه اي که معروف به «يهوديه» است بيرون مي آيد» و در روايات ديگر مکانهاي مختلفي برايش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان
مرگ او :
رسول خدا (ص) مي فرمايند:«دجال در امت من بيرون مي شود در چهل روز ، پس خداوند عيسي بن مريم را مأمور مي کند، او را طلب مي کند و از بين مي برد. و حضرت علي (عليه السلام) ضمن يک خطبه طولاني فرمود:«مهدي (عليه السلام) با يارانش از مکه به بيت المقدس مي آيند، و در آن مکان بين آن حضرت با دجال و ارتش او، جنگ واقع مي شود، دجال و ارتش او مفتضحانه شکست مي خورند ، به طوري که از اول تا آخر آنها به هلاکت مي رسند و دنيا آباد مي شود و حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) عدالت و قسط را در جهان به پا مي دارد، و طبق روايتي آن حضرت، دجال را در کناسه کوفه به دار مي زند.
هر مؤمني که دجال را ببيند، آب دهان خود را بر روي او بيندازد و سوره مبارکه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نکند چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نمايد
بعضي از علما چون شيخ صدوق(ره) با استناد به پاره اي از روايات از جمله روايت اميرالمومنين معتقدند که غرض و هدف الهي ، بر اين تعلق گرفته است که دجال زنده باشد و کسي نتواند او را بکشد.
مرحوم محدث قمي (رحمه الله) مي گويد: در روايت ابو امامه است که رسول خدا (ص) فرمودند: «هر مؤمني که دجال را ببيند، آب دهان خود را بر روي او بيندازد و سوره مبارکه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نکند چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نمايد، و ميان او و لشکر قائم (عليه السلام) جنگ واقع شود و بالاخره آن ملعون به دست مبارک حضرت حجت (عجل الله تعالي فرجه الشريف) يا به دست عيسي بن مريم (عليه السلام) کشته شود.
البته عقيده شيعه بر اين است که امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است که دجال را مي کشد نه حضرت عيسي(عليه السلام)
نتيجه گيري
باتوجه به خصوصياتي که ذکر شد و در بعضي موارد با هم اختلاف دارند، بعضي از جمله مرحوم صدر [*] معتقدند: همان گونه که از ريشه لغت دجال از يک سو و از منابع حديث از سوي ديگر استفاده مي شود، دجال منحصر به فرد معيني نيست ، بلکه عنواني است کلي براي افراد پر تزوير و حيله گر که براي کشيدن توده هاي مردم به دنبال خود از هر وسيله اي استفاده مي کنند، اما حقيقت اين است که اين حرف وجاهت علمي ندارد و با فرمايشات معصومين (عليهم السلام) سازگار نيست، چنانکه در ابتداي کلام گذشت و پيامبر اکرم (ص) نيز فرموده اند:«هر پيامبري بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال بر حذر داشت و من نيز شما را بر حذر مي دارم، پس دجال آن بوده که از ابتداي تاريخ مردمان را از فتنه اي او بيم مي داده اند و چنانچه کسي اشکال کند ، که اخبار مربوط به دجال ، اخبار آحاد و خبر واحد بوده و خبر واحد از اعتبار کافي برخوردار نيست ، در پاسخ به او مي گوييم : اولا اخبار آحاد بر اساس آنچه در کتب اصولي آمده ، چنانچه ساير شرائط را داشته باشد ، از اعتبار کافي بر خوردار است و در ثاني ، محتواي حديث دجال اگر از تواتر و فراواني لفظي برخوردار نباشد ، حتماً از تواتر در معنا برخوردار است و اين کافي است در صحت احاديث آن ، پس دجال از علائم قطعيه اي است که حتماً رخ خواهد داد، ولي برخي از تعريفات و توصيفاتي که دربارهاش در برخي کتابها شده است مدرک قابل اعتمادي ندارد. و اين قضيه بدون ترديد با افسانههايي آميخته شده است که صورت حقيقي خود را از دست داده است.
در عين حال پاره اي از دانشمندان از جمله ؛ مرحوم علامه سيد محمد صدر در جلد سوم موسوعة ارزشمند الامام المهدي با عنوان «تاريخ الغيبة الکبري» بحث مفصلي را به بررسي دجال اختصاص داده است ايشان معتقدند که اخبار دجال مبتلا به دو اشکال جدي هستند. اول ضعف سندي دوم دلالت بر ايجاد معجزات مضلّه که به لحاظ قوانين کلامي محال است. که خداوند سبحان قدرت خرق عادت و اظهار معجزه را به افراد گمراه و گمراهکننده واگذار نمايد.
و بعضي از محققين ديگر ريشة تعريفات و توصيفاتي که در رابطه با دجال به ما رسيده است را به دو روايت برميگردانند که در کتاب بحارالانوار و کتب ديگر نقل شده است که از ديدگاه علم رجال سند اين دو روايت ضعيف ميباشد و نميشود به اين توصيفات اعتماد نمود.[3]
به قول بعضي از محققين بزگوار[4] روايات را اگر حمل بر معناي رمزي کنيم از کنار گذاشتن آن روايت بهتر است، مخصوصاً روايات دجال که بعضي از آنها به شخص حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ ميرسد و متعين است که بگوييم رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ به يک سلسه معاني حقيقي گسترده اجتماعي با اين عبارت اشاره فرموده اند. .
در مجموع ميتوان بيان نمود که دو ديدگاه راجع به دجال وجود دارد.
1 . دجال شخصي: که در برخي روايات توصيفاتي براي او ذکر شده است مانند دجال مردي چاق،سرخ رو، موي سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوري است که بر روي آب قرار دارد ، که بيان شد .[5]
و در روايت ديگر آمده است در زمان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ دجال موجود بوده است و نامش عبدالله يا صائد بن صيد است. پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و اصحابش به قصد ديدار او به خانهاش رفتند او مدعي خدائي بود عمر خواست او را به قتل برساند ولي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ مانع شدند.[6]
قابل توجه است که محمد ابن يوسف گنجي در کتاب البيان صفحه صد و هشت در اين مطلب ترديد کرده روايتي را نقل ميکند که فرزند صائد، دجال بودن خود را انکار ميکند، اشاره مينمايد به روايتي که مسلم از قول او نقل کرده است که ميگويد: پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: دجال فرزند ندارد و من دارم و همچنين پيامبر فرمود دجال وارد بر مکه و مدينه نميشود ولي من در مدينه به دنيا آمدم و اکنون ميخواهم به مکه بروم.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . نگرش بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدي، علي اکبر عارف، چاپ شريعت، ص 181.
[2] . دادگستر جهان، ابراهيم اميني. ص 224، چاپ 78.
[3] . دادگستر جهان، ابراهيم اميني، ص 225، چاپ 78.
[4] . تاريخ غيبت کبري، سيد محمد صدر، ترجمة افتخارزاده، ص 643.
[5] . صحيح مسلم، ج 9، باب 1094، ح 1947.
[6] . بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، ج 52، ص 193، چاپ اسلامي.
[7] . نشانههاي يار و چکامة انتظار، مهدي عليزاده، ص 67، به نقل از موسوعة امام مهدي، سيد محمد صدر.
[8] . اثبات الهداة، شيخ حرعاملي، ج 7، ص 405و مختصر بصائر الدرجات، ص 202 و الغيبه طوسي، ص 426 و خصال شيخ صدوق، ج 2، ص 431.
[9] غيبة نعماني،ص 245.
[*] علامه سيدمحمد صدر در اين باره ميگويد: مفهوم دجال سمبل پيچيدهترين و خطرناکترين دشمن اسلام و خداست و اين در واقع توصيف نمودن و جهانبيني ماترياليستي غرب است[7] و عدهاي ديگر از بزرگان نيز دجال را نماد و سمبل ميدانند و اين نکته را نيز بايد توجه داشت جدا از اينکه روايات دجال قابل اعتماد هستند يا خير و اينکه شيعه هم مانند اهل سنت مسأله دجال را قبول دارند يا نه و با چشمپوشي از اينکه دجال شخصي است يا نوعي يک نظرية ديگري نيز دربارة دجال وجود دارد و آن اينکه دجال را بعضي جزء اشراط الساعه و علائم قيامت شمردهاند اگر اين احتمال پذيرفته شود پرونده بحث دجال در باب علائم ظهور بسته خواهد شد خصوصاً که بعضي روايات اين برداشت را تأييد مينمايند از جمله روايتي از پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ که ده نشانه قبل از وقوع قيامت را شمارش ميفرمايند از جمله خروج دجال که در منابع مختلف و معتبر اين رايت نقل شده است.[8]
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
از راهبر آموختم:
فتنه را باید شناخت؛
فتنه را باید شناساند؛
فتنههای جدید را با ابزار جدید بشناس و بشناسان؛
چشم فتنه را باید کور کرد؛
مهم نیست که نوع فتنه چیست و فتنهگر کیست؛
هر که هست و در هر لباسی که فتنه به پا میکند، باید رسوایش کرد.
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
سلام
با خودم فکر می کردم دیدم کسی که ریاضی می خونه بالاخره یک مطلبی هم باید از ان بزند تا تصمیم گرفتم این مطلب را پیدا کردم:
سه قرن اول رياضيات يوناني كه با تلاشهاي اوليه در هندسه برهاني بوسيله تالس در حدود ۶۰۰ سال قبل از ميلاد شروع شده و با كتاب برجسته اصول اقليدس در حدود ۳۰۰ سال قبل از ميلاد به اوج رسيد، دورهاي از دستاوردهاي خارق العاده را تشكيل ميدهد. در حدود ۱۲۰۰ سال قبل از ميلاد بود كه قبايل بدوي “دوريايي” با ترك دژهاي كوهستاني شمال براي دستيابي به قلمروهاي مساعدتر در امتداد جنوب راهي شبه جزيره يونان شدند و متعاقب آن قبيله بزرگ آنها يعني اسپارت را بنا كردند. بخش مهمي از سكنه قبلي براي حفظ جان خود ، به آسياي صغير و زاير يوناني و جزاير يوناني درياي اژه گريختند و بعدها در آنجا مهاجرنشنهاي تجاري يوناني را برپا كردند. در اين مهاجرنشينها بود كه در قرن ششم (ق.م) اساس مكتب يوناني نهاده شد و فلسفه يوناني شكوفا شد و هندسه برهاني تولد يافت. در اين ضمن ايران بدل به امپراطوري بزگ نظامي شده بود و به پيروزي از يك برنامه توسعه طلبانه در سال ۵۴۶ (ق.م) شهر يونيا و مهاجرنشينهاي يوناني آسياي صغير را تسخير نمود. در نتيجه عدهاي از فيلسوفان يوناني مانند فيثاغورث موطن خود را ترك و به مهاجرنشينهاي در حال رونق جنوب ايتاليا كوچ كردند. مدارس فلسفه و رياضيات در “كروتونا” زير نظر فيثاغورث در “اليا” زير نظر كسنوفانس ، زنون و پارميندس پديد آمدند. در حدود۴۸۰ سال قبل از ميلاد آرامش پنجاه ساله براي آتنيها پيش آمد كه دوره درخشاني براي آنان بود و رياضيدانان زيادي به آتن جذب شدند. در سال ۴۳۱ (ق.م) با آغاز جنگ “پلوپونزي” بين آتنيهاي و آسپارتها ، صلح به پايان رسيد و با شكست آتنيها دوباره ركورد حاصل شد.ظهور افلاطون و نقش وي در توليد دانش رياضياگرچه با پايان جنگ پلوپرنزي مبادله قدرت سياسي كم اهميت تر شد، اما رهبري فرهنگي خود را دوباره بدست آورد. افلاطون در آتن يا حوالي آن و در سال ۴۲۷ (ق.م) كه در همان سال نيز طاعون بزرگي شيوع يافت و يك چهارم جمعيت آتن را هلاك رد و موجب شكست آنها شد، به دنيا آمد، وي فلسفه را در آنجا زير نظر سقراط خواند و سپس در پي كسب حكم عازم سير و سفرهاي طولاني شد. وي بدين ترتيب رياضيات را زير نظر تيودوروس در ساحل آفريقا تحصيل كرد. در بازگشت به آتن در حدود سال ۳۸۷ (ق.م) آكادمي معروف خود را تاسيس كرد. تقريبا تمام كارهاي مهم رياضي قرن چهارم (ق.م) بوسيله دوستان يا شاگردان افلاطون انجام شده بود. آكادمي افلاطون به عنوان حلقه ارتباط رياضيات فيثاغورثيان اوليه و رياضيات اسكندريه در آمد. تاثير افلاطون بر رياضيات ، معلول هيچ يك از كشفيات رياضي وي نبود، بلكه به خاطر اين اعتقاد شورانگيز وي بود كه مطالعه رياضيات عاليترين زمينه را براي تعليم ذهن فراهم ميآورد و از اينرو در پرورش فيلسوفان و كساني كه ميبايست دولت آرماني را اداره كنند، نقش اساسي داشت. اين اعتقاد ، شعار معروف او را بر سر در آكادمي وي توجيه ميكند: “كسي كه هندسه نميداند، داخل نشود.” بنابراين به دليل ركن منطقي و نحوه برخورد ذهني نابي كه تصور ميكرد مطالعه رياضيات در شخص ايجاد ميكند، رياضيات به نظر افلاطون از بيشترين اهميت برخوردار بود، و به همين جهت بود كه جاي پر ارزش را در برنامه درس آكادمي اشغال ميكرد. در بيان افلاطون اولين توضيحات درباره فلسفه رياضي موجود هست.
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
سرما و گوشي تلفن همراه
آيا آب و هواي سرد باعث تنبل شدن گوشي تلفن همراه شما ميشود؟ آيا سرما ميتواند
آسيب جدي به گوش شما وارد كند؟ براي پاسخ به اين سوال شش گوشي تلفن همراه
آزمايش شدند، به اين صورت كه آنها در دماي سرد قرار گرفتند تا جايي كه از
كار بيفتند.
هواي سرد ميتواند باعث واكنشهاي شيميايي در كريستال مايع صفحه نمايش (LCD) شود.
اما نتايج آزمايش جالب بود: در دماي منفي 12 درجه سانتيگراد، صفحه نمايش گوشي ها سياه گرديد.
در دماي منفي 23 درجه سانتيگراد، تعدادي از گوشيها مشكل باتري پيدا كردند.
در دماي منفي 29 درجه سانتيگراد بعضي از گوشيها خاموش شدند.
در دماي منفي 34 درجه سانتيگراد، صفحه نمايش و باتريها دچار مشكلات جدي شدند.
در دماي منفي 40 درجه سانتيگراد تمام گوشيها از كار افتادند به جز يك گوشي كه تا دماي منفي 48 درجه سانتيگراد توانست سرما را تحمل كند.
نكته جالب اينكه مشكل تمام گوشيها پس از بازگشتن به دماي عادي برطرف شد و هيچ كدام دچار عيب و نقص نشدند.
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
با سلام به هم وطنم که با IP به شماره 203.99.176.41 و در ساعت 16:49 ودر تاریخ 88/10/17 و با ویندوز xpو همچنین با جست وجو گر mozila که به وبلاگ من امدید و برای من نظراتی دادید متشکرمد همچین تفکر غرب پسندی ندارند اگر به ظن شما حمایت از امام خمینی (ره ) رهبر فقید این مرز وبوم و رهبر عزیزم (مد ظله) ارتداد وگمراهی است اگر دیدن تلوزیون ایران که تنها حقایق را می گوید ارتداد است؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!من گمراهم یا شما که تنها یک طرفه فکر می کنید و شبکه هایی را می بینید که امریکا سالیانه برای اینکه ایران را در اذهان مردم جهان خراب کند پول های هنگفتی خرج می کند تا افراد ساده لوحی مثل شما گمراه کند!!!!!!!!!!!
من برای شما متاسفم چرا که شما پول این مللکت را می خورید و بر ضد آن هم عمل می کنید ایا این پول حلال است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ان رابخورید ایا حلال است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با فرض مرتد بودن من، من جایگاه بهتری از شما دارم چرا که جبهه ام را مشخص کرده ام ولی نفاق ودورویی !!!امان ،ای امان از نفاق که با امت اسلام چه میکند؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!؟!؟!؟!؟!؟!؟1
شما که من را مرتد می دانید حتما قران می خوانید درست است ؟
خوب اگر قران را خوب بخوانید حتما به ایه (الفتنه اشد من القتل ) بر خورده اید !!!!!!
ای شمایی که خود را با نام تفکر سبز (یا سبز اندیش )معرفی کرده اید آیا امروزه وپس از آن هتک حرمت ها بر کسی پوشیده است که همان سبز ها (ببخشید جلبک های سبز ) بودند که در ان روز آن کار ها را کردند !!!!!!!
شما که به من می گویید تلویزیون ایران را زیاد نگاه می کنی شما که تلویزیون خارجی را نگاه می کنید حتما فیلم هتک حرمت را دیده اید که همه سبز به دست بوده اند!!!!!!!!!
شما هم مانند وهابی ها تنها فکر خود را درست می دانید ودیگران را مرتد می دانید آیا وقت آن نرسیده است که به خود بیایید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما برای من نوشته بودید طرفداری از آقای x کرده ای ولی من که اصلا از کسی و از جناح خاصی طرفداری نکرده ام جز امام (ره) و رهبرم .ایا طرفداری از امام (ره) که شما به قول خودتان سبز اندیشان با او در زمان انتخابات رای جمع کردید وحالا چرا عکس او را پاره کردید ؟ شما که می گویید دیندار وپیرو خط امام هستید چرا در روز عاشورا هتک حرمت کردید!!!!!!!!!!!!!!
در روز عاشورا عده ای امام را کشتند عده ای سنگ زدند عده ای برای ترساندن اهل بیت امام امدند اما از همه بد تر وقبیح تر کسانی هستند که وقتی آن خبر را شنیدند ناراحت نشدند وانزجار خود را اعلام نکردند مثل شما !!!!!!!!!!!!!!!!
انشا الله امام زمان زود تر بیاید وتکلیف ما را با شما مشخص کند
انشا الله زنده باشم وببینم که ما درست می گفتیم یا شما ...........
به امید ظهور هرچه زود تر او و به امید آن که تا آن روز پرچم پر قدرت ولایت در دستان نایب امام زمانم باشد.
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
گرگها خوب بدانند، در این ايل غریب ...
گرگها خوب بدانند،
در این ايل غریب
گر پدر رفت، تفنگ پدری هست
هنوز
گرچه نیکان همگی بار سفر بر
بستند
شیر مردی چو علی خامنه ای هست هنوز
گر امام شهدا نیست کنون در برمان
خلف
صالح و مظلوم علی هست هنوز
- هتک حرمت امام شهدا تسليت باد -
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
كربلا ...
مي وزد در باغ دل همچون نسيم
لطف بسم الله
الرحمن الرحيم
باز امشب من ترنم مي شوم
در زمين كربلا گم مي شوم
مطرب آهنگي
موافق ساز كرد
خلق را با كربلا دمساز كرد
كربلا كامل ترين واژه هاست
تازه تر از
تازه هاي تازه هاست
كربلا يعني شرابي لاله
گون
كربلا يعني كه غمها لون لون
كربلا
سرحد مستي و جنون
كربلا يعني شرافت ، آزمون
كربلا آشفتگي هاي زمين
كربلا حق اليقين
،عين اليقين
كربلا يعني سخاوت بي ريا
كربلا يعني شهادت بي ريا
كربلا يعني
قرابت با خدا
كربلا يعني حسين سر جدا
كربلا يعني شرف ،آزادگي
كربلا يعني
همه بالندگي
كربلا يعني قيام بي قعود
كربلا يعني عبادت با سجود
كربلا يعني
مقيم حق شدن
كربلا يعني جنون ، عاشق شدن
كربلا يعني قلم يعني قدم
كربلا يعني
صمد يعني صنم
مي شود در كربلا الله ديد
صوت قرآن از سري بي تن شنيد
زينب و
قرآن شنيدن از سري
كو بد ازهر عيب در دنيا بري
زينب و غمهاي عالم ديدنش
ما رايت الا
جميلا گفتنش
كربلا يعني عبادت بندگي
كربلا يعني
سراسر زندگي
كربلا يعني شروع انتظار
كربلا يعني قرار بي قرار
مي شود
يكباره تا خورشيد رفت
در ميان آتش اميد رفت
عشق يعني سوختن بي واهمه
سوخت بايد در
كنار فاطمه
آه و آتش هر دو از يك جنس زاد
ليك آن ازدل زد و اين از عناد
مي شود
تن را جدا سر را جدا
كرد زير سم مركبها رها
مي شود از سر گذشتن نزد دوست
آري آري
اين سخاوت ها نكوست
مي شود آزاد شد از ما
سوا
از تعلق شد رها بي ادعا
شعله اي
از غم به جان خود زدن
سوختن آنگاه خاكستر شدن
كربلا يك وسعت بي انتهاست
كربلا بهتر
بگويم كربلاست
(محمد مهدي ناصري
)
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
من از تمامی کسانی که در بلاگم حضور پیدا می کنند کمال تشکر را دارم و حتی از آنهایی که بخاطر اعتقاداتم
من را سرزنش می کنند بخاطر طرفداری از رهبرم (جانم فدایش)من را سرزنش می کنند البته من می دانم آن ها دین و زندگی دبیرستان را درست نخوانده اند چرا که در آن نوشته شده است در نبود امام عصر(عج) می بایستی از ولی فقیه پیروی کرد مگر نمی گویید ما روشن فکر هستیم پس این چه روشن فکری است که به نظر دیگران احترام نمی گذارید شما هم که در اقلیت هستید ما به شما احترام می گذاریم پس شما هم باید نظر قالب مردم ایران اسلامی را قبول کنید.من هم به عنوان یکی از سربازان رهبرم تا پای جان از ان رهبر فرزانه حمایت می کنم واز نظرم کوتاه نمی آیم. ضمنا من از هیچ دولتی حمایت نمی کنم چرا بعضی ها با کج فهمی شعری از مقام عظمی ولایت را حمایت از جهبه ای قلمداد می کنند.
حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی
امام خمینی (ره):
جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر.
((((این را سبز زدم چون رنگ سیدی است،رنگ ولایت است ، نه رنگ جلبک ها))))
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
با توجه به اتفاقات افتاده در روز های گذشته این مطالب را می نویسم:
مشکلات جامعه ما این نیستکه عکسی پاره شد این است که افرادی با اسم طرفداران امام آمدند وباعث مشوش شدن اوضاع جامعه شدند مشکل ما یک دست نبودن مردم است چرا که بسیاری از افراد آنچه به نظر می رسند نیستند که اینان از دشمنان آشکار ملت غیور مضر تر هستند چرا که بر کسی پوشیده نیستکه آمریکا چه می کند اما اینان با اسم هم وطن ولی با الهام گرفتن از جاهایی! اقدام به این کارها می کنند چرا که همه می دانندکه دشمن کیست و برای مقابله با آن چه باید کرد اینان گفتند وما تا این جا تحمل کردیم ولی از حالا به بعد نمی شود تحمل کرد چرا که به بنیان گذار فقید انقلاب اسلامی توهین شده و ما آرام نمی شویم تا کاری انجام دهیم!!!
اگر ان هایی که در ابتدا پشت پوشش طرفداران آن رهبر فقید بودند اما حالا آن پوشش را کنار زده و چهره ی واقعی خود را نشان می دهند زود تر نشان می دادند این وضع ها اتفاق نمی افتاد این قدر شبکه های خارجی از این موضوع ها سوء استفاده نمی کرندند.
منتظر نظرات گران قدرتان هستم .

نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
مجسمه
آزادی فقط یک تندیس ساده نبود بلکه نماد اسرار آمیزی از یک جریان مخفی و
مخوف بود که سالها بعد نبض حیات سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و نظامی جهان را
به دست گرفت لذا آنچه قرار است در این جستار به آن پرداخته شود ، نگاهی
جدید و از زاویه ای دیگر به اسرار پشت پرده مجسمه ای است که آنرا به
اصطلاح تندیس آزادی می خوانند.
بسم الله الرحمن الرحیم
تائیس تندیس تمدن سوزی:
بررسی اسرار پشت پرده مجسمه آزادی
مجسمه آزادی یا تندیس آزادی (Statute Of Liberty) که نام رسمی آنLiberty Enlightening The World (آزادی روشنگر جهان) است در سال 1886 میلادی توسط فرانسه به ایالات متحده آمریکا هدیه داده شد .(1)
در 28 اکتبر آن سال " استیفن گراور کلیولند " ریاست جمهوری وقت آمریکا ،مجسمه آزادی را در محل فعلی آن، دهانه رود هودسن (Hudson) درجزیره
آزادی که تا محله منهتن شهر نیو یورک دو هزارو ششصد متر و تا شهر جرسی
سیتی ایالت نیو جرسی 600 متر فاصله دارد قرار داد. این مجسمه بنا بود در
سال 1876 به مناسبت یکصدمین سالگرد استقلال آمریکا به اتمام برسد ولی به
علت پاره ای از مشکلات مانند حمل آن به آمریکا ، طولانی شدن جریان ساخت
و... با ده سال تاخیر بر فراز آبهای آتلانتیس ایستاد این مجسمه با دست
راست خود مشعلی فروزان را بالای سر خود نگه داشته و در دست چپ یک لوح سنگی
را که بر روی آن با شماره های رومی نوشته شده JULY IV MDCCLXXVI که نشانگر 4 ژوئیه1776 میلادی تاریخ استقلال آمریکا است.(2)

مجسمه
آزادی فقط یک تندیس ساده نبود بلکه نماد اسرار آمیزی از یک جریان مخفی و
مخوف بود که سالها بعد نبض حیات سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و نظامی جهان را
به دست گرفت لذا آنچه قرار است در این جستار به آن پرداخته شود ، نگاهی
جدید و از زاویه ای دیگر به اسرار پشت پرده مجسمه ای است که آنرا به
اصطلاح تندیس آزادی می خوانند.
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
طلوع خورشید از مغرب در برخی روایات از نشانه های ظهور و در برخی
از نشانه های قیامت ذکر گردیده است
(البته ممکن است در هر دو واقعه نیز اتفاق بیفتد)
(اتفاقات
مهمی که بر اساس پیشگوئیها اقوام گذشته و برخی تائیدات علمی در سال ۲۰۱۲
اتفاق خواهد افتاد، اینک به مرور به بحث روز دنیا تبدیل شده است، کافی است
شما سال ۲۰۱۲ را در اینترنت سرچ کنید و نتایج آن که ذهن بسیاری از محققان
و مردم را مشغول نموده است، ببینید، جالب این است که این سال در بین
بسیاری از اقوام گذشته مشترک است و همه تقریباً یکسان پیش بینی کرده اند
به
گزارش خبرگزاری تقریب به نقل از روزنامه "الوفاق": زمانی که نقاشیهای ملت
های گذشته و رمزهای آنها را مشاهده می کنیم، مفهوم حقیقی آنها را درک نمی
کنیم و گمان می کنیم که آنها خرافات و افسانه است و حتی آنها را مسخره می
کنیم.
اما طبق یک مقاله علمی که بر روی
اینترنت منتشر شده است، روز 21 دسامبر سال 2012 میلادی یعنی تقریباً دو
سال سال دیگر، دوره پنجم دنیا، آغاز خواهد شد.
این مسأله هر 26000
سال یکبار اتفاق می افتد و خورشید با به هم رسیدن کهکشان و مدار زمین در
آسمان مواجه می شود. دانش امروز داستانهای ملت های مایا و سرخپوستان
آریزونا و فراعنه را به یک واقعیت علمی اخترشناسی تبدیل کرده است.
از
هزاران سال پیش بسیاری از افراد منتظر این اتفاق که در ۲ سال دیگر روی
خواهد داد، می باشند. ۲ سال دیگر زمان پایان دوره بزرگ دوازدهم زمین و
خورشید است که منجر به یک انقلاب مغناطیسی می شود و لرزشها و زلزله ها به
یک امر عادی تبدیل می گردد.
تحقیقات جدید نشانگر این است که چرخش زمین بر عکس خواهد شد و خورشید از مغرب طلوع و در مشرق غروب خواهد کرد.
هندوهای
آریزونا این تاریخ را به دلیل برخورد تعدادی از ستارگان در یک مدار ثبت
کرده اند، زیرا این مسأله موجب به وجود آمدن تغییراتی در آب و هوا و حوادث
طبیعی محیطی خواهد شد و آغاز مرحله پنجم انسانیت است.
قابل ذکر است در احادیث معتبر در بیان علائم ظهور برخی نشانه های عجیب که به کهکشانها و حرکات زمین و منظومه شمسی مربوط است ، بعضاً از اول خلقت اتفاق نیفتاده است مانند خسوف و کسوف در ماه مبارک رمضان :
از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود: « دو نشانه پیش از این امر { ظهور } است.
ماه
گرفتگی در پنجم ماه و خورشید گرفتگی در پانزدهم ماه، چنین حادثه ای از
زمانی که آدم به زمین هبوط کرده است اتفاق نیفتاده است و در این هنگام
محاسبات منجمان از درجه اعتبار ساقط می شود.»
نشانه دیگر، ایستادن زمین از ظهر تا غروب است و سپس طلوع خورشید از مغرب(چرخش برعکس)
..............
ممکن است این دانش جدید و تمامی این نظریات، یک داستان تازه باشد که امکان درست یا نادرست بودن آن وجود دارد.
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
|
|
|
شرايط توبه كسي كه به سوي خدا و كمال باز مي گردد و مي كوشد تا
دوباره در مسير تكاملي و كمالي قرار گيرد و از نقص و گناه دور شود مي
بايست، آثار توبه دروني و قلبي اش در رفتار و اعمالش ظاهر شود. به اين
معنا كه رفتار خويش را اصلاح كند و آن چه را به نقص و گناه فاسد كرده است
بازسازي كند. قرآن در اين باره بيان مي كند كه فردي كه توبه مي كند مي
بايست با اعمال صالح و رفتار اصلاحي آن را تحكيم و استوار بخشد تا توبه
سوم يعني دومين بازگشت از سوي خداوند تحقق يابد و آثار توبه آشكار گردد و
فرد توبه كار چون كودكي نوزاد پاك و مبرا از نقص و گناه گردد.
از اين رو در آيه 160 سوره بقره و نيز آيه 89 سوره آل عمران مي فرمايد
كساني كه توبه كردند مي بايست كارهاي خويش را اصلاح و اعمال خود را درست
گردانند تا خداوند به سوي ايشان بازگردد و توبه ايشان را بپذيرد. توبه
همواره از سوي اهل ايمان تحقق مي يابد؛ زيرا اهل ايمان كساني هستند كه خدا
را مي شناسند و جايگاه خويش را در هستي مي دانند و مقصد و مقصود را كه
كمال مطلق است مي جويند. اما كساني كه ايماني به خدا ندارند و او را به
كمال مطلق نمي شناسند و به قصد او خود حركت نمي كنند، خواستار بازگشت به
سوي او نيستند. از اين روست كه همواره در آيات قرآن سخن از توبه اهل ايمان
به ميان مي آيد. اين از آن روست كه تنها مومنان در انديشه توبه هستند و
كافران به جهت فقدان عقيده و باور بازگشتي را نمي خواهند و بر اين باورند
كه مسير آنان درست است و همان راه را ادامه مي دهند. بنابراين ايمان نه
تنها شرط پذيرش توبه بلكه شرط ايجادي آن است و غير مومن هرگز در انديشه
توبه و بازگشت از مسير نقصي خويش نيست. ازاين جاست كه در آيات قرآن همواره
سخن از توبه اهل ايمان است . (اعراف آيه 153 و طه آيه 82 و مريم آيه 60)
به نظر مي رسد كه توبه مي بايست پس از گناه و خطا صورت گيرد و تاخير
انداختن آن زيان جبران ناپذير مي باشد. به اين معنا كه امكان توبه تا
آخرين دم از زندگي موجب نشود تا فرد توبه خويش را به تاخير اندازد. تاخير
در توبه به معناي ادامه مسير در سراشيب سقوط و نقص است و هرچه فرد آن نقص
را در خود نگه دارد آثار و پيامدهايش گريبان گير او مي شود. از اين رو كسي
كه مي كوشد تا در مسير كمالي و تكاملي قرار گيرد، بهتر است كه در همان دم
كه از خطا و گناه و اشتباه خويش آگاه شد ووجدان بيدارش او را از خواب گران
برانگيخت، توبه كند و به راه و مسير اصلي بازگردد. اين همان چيزي است كه
ما از آن به عنوان اصلاح سخن گفته ايم. (نساء آيه 17 و 18) .
از چه چيزهايي توبه كنيم؟ بسيار شنيده ايد كه مي گويند: توبه فرمايان چرا خود توبه كم تر مي كنند؟ اين مطلب بيانگر اين نكته است كه توبه از گفتار بي عمل يكي از مهم ترين مواردي است كه انسان مي بايست از آن توبه كند و به سوي حق و خدا بازگردد. به اين معنا كه گفتار و رفتارش هماهنگ و سازگار باشد. كسي كه ديگري را به حق و كمال مي خواند مي بايست در عمل و رفتارش نيز چنين باشد. خداوند در قرآن كساني را سرزنش مي كند كه مردم را به نيكي و خوبي دعوت مي كنند و يا از مسايلي باز مي دارند و نهي مي كنند ولي در عمل خود بدان ها اقدام مي كنند: لم تقولون ما لاتفعلون كبر مقتا عندالله ان تقولوا مالاتفعلون؛ چرا چيزهايي را مي گوييد كه خود بدان عمل نمي كنيد؟ در نزد خداوند گناه بزرگي است كه چيزي را بگوييد ولي خود بدان عمل نكنيد.از ديگر مواردي كه مي بايست از آن توبه كرد اسراف و زياد روي در امور است. كساني كه در زندگي رويه اسراف را پيشه خود كرده اند و نعمت خدا را دور مي ريزند در حقيقت مسير كمالي را ترك كرده اند و راه نقصان را در پيش گرفته اند. يكي از علل خشم و غضب خداوندي آن است كه شخصي در زندگي خويش اسراف را پيشه خود قرار دهد. بنابراين لازم است پيش از آن كه خشم خداوند رنگ و چهره عملي به خود گيرد به خود آيند و از كار خود توبه كنند.(طه آيه 81 و 82) توطئه كردن ضد ديگران و نقشه هاي پنهاني كشيدن براي اذيت و آزار و هم چنين افشاي راز ديگران از مواردي است كه به عنوان كارها و اعمال زشت و نابهنجار در قرآن از مردمان خواسته شده است تا از آن ها توبه كنند. (تحريم آيه 3 و 4) به كارگيري القاب زشت و ناخوشايند در حق ديگري نيز به عنوان موردي مهم در قرآن مطرح شده است كه مي بايست مؤمنان از انجام آن خودداري كرده و در صورت ارتكاب آن ها از كار خويش توبه كنند. (حجرات آيه 11) مسخره كردن و استهزاي مؤمنان نيز از مواردي است كه خداوند به شدت از آن نهي كرده است و به عنوان نابهنجاري اجتماعي از مؤمنان خواسته شده است كه هرگز به استهزا و تمسخر يكديگر اقدام نكنند و در صورت ارتكاب چنين رفتار نابهنجاري توبه كنند و از خداوند بخواهند تا توبه ايشان را بپذيرد. (حجرات آيه 11) توجه به موارد پيش گفته نشان مي دهد كه تا چه اندازه رفتارهاي نابهنجار اجتماعي در بينش و نگرش قرآني زشت و زننده است و آدمي را از رسيدن به كمالات باز مي دارد. از اين رو دستور مي دهد به عنوان نقص و گناهي بزرگ به شتاب از آن توبه كنند و با اصلاح در رفتار خويش زمينه ظهور و بروز كمال را فراهم آورند. تأكيد بر اين نكته بدان معناست كه توبه در بسياري از موارد به معناي ارتكاب گناهي شرعي در حق خداوند و يا ترك نماز و عبادت نيست بلكه به معناي آن است كه مسايل اجتماعي و هنجاري و عرفي تا چه اندازه از اهميت قرار دارد كه ناديده گرفتن آن موجب دوري از كمال و خداوند مي شود. ديگر مواردي كه قرآن بر توبه از آن تأكيد مي ورزد نيز از اين دست امور است كه خود بيانگر اهتمام ويژه خداوند به مسايل عمومي و اجتماعي جامعه است. مواردي چون تجسس و جاسوسي كردن در عيب ها و كاستي هاي ديگران و به رخ كشيدن آن ها (حجرات آيه 12)، بخل ورزي و عدم انفاق بخشي از مال به نيازمندان (قلم آيه 17 تا 32)، انحراف قلبي (توبه آيه 117) تهمت ناموسي و غيرناموسي (نور آيه 14) رباخواري (بقره آيه 275) زنا و حريم شكني نسبت به خانه و خانواده (نساء آيه 14 و فرقان آيه 68 و 70) سوءظن (حجرات آيه 12) سرقت و دزدي و از ميان بردن امنيت اقتصادي و اجتماعي جامعه (مائده آيه 38 و 39) شهوتراني و زياده روي در قواي غريزي و ايجاد تزلزل در ارزش ها و هنجارها (مريم آيه 59 و 60) ظلم و ستم به مردم (نساء آيه 64 و مائده آيه 29) عيب جويي (حجرات آيه 12) غيبت (همان)، قذف و تهمت به زنا و نسبت دادن كارهاي ناشايست به ديگران و در خطر انداختن امنيت اجتماعي جامعه (نور آيه 4 و 5) كتمان حق و از ميان بردن حق و حقوق ديگران به اين وسيله (بقره آيه 159 و 160) قتل و كشتن بي گناهان و ناديده گرفتن امنيت اجتماعي جامعه (قصص آيه 15 و 16) ايجاد جنگ داخلي و محاربه و بغي (مائده آيه 33 و 34) همه بيانگر اين نكته و مطلب هستند كه مسايل اجتماعي و عمومي تا چه اندازه از اهميت قرار دارد و موجب مي شود كه آدمي از مسير كمالي خارج شود؛ زيرا اين گونه رفتارها نه تنها به شخص و اشخاص زيان مي رساند بلكه جامعه را نيز با ناامني مواجه مي سازد و موجب مي شود كه بستر و زمينه هاي رشد و تكامل عمومي از جامعه اي سلب شود و امكان بروز و ظهور كمالات از جامعه و افراد آن گرفته شود. البته مواردي چون توبه از كفر و جنگ و گناه نيز در آيات بيان شده است كه اين ها نيز مي تواند به شكلي به مسئله امور اجتماعي بازگردد. به اين معنا كه جنگ و ترك از جهاد به اين جهت اموري نابهنجاراست كه موجب دفع فتنه از جامعه گرفته مي شود. ترك نماز نيز از مواردي است كه خداوند خواهان توبه افراد از آن شده است. آثار وضعي توبه در آيات قرآني براي توبه آثار وضعي نيز بيان شده است كه در پايان اين نوشتار به گذرا و فهرستي به آن ها اشاره مي شود. از جمله اين آثار دروني و بيروني و نيز فردي و اجتماعي مي توان به مواردي چون اجابت دعا (انبياء آيه 87 و 88) دوري از گناه (بقره آيه 275) ياري خداوند (نساء آيه 145 و 146) پيوند و همبستگي اجتماعي (توبه آيه 7 و 11) تزكيه نفس (نور آيه 14 و 21) بهره مندي از نعمت هاي دنيا (اعراف آيه 156) پاك شدن و تكفير (احقاف آيه 15 و 16) رستگاري (نور آيه 31) سعادت آخرت (اعراف آيه 155 و 156) محبت خدا (بقره آيه 222) افزايش قدرت و توان (هود آيه 52) رهايي از خسران (بقره آيه 63 و 64) مغفرت و آمرزش (آل عمران آيه 89) رهايي از لعن الهي (بقره آيه 159 و 160) و هدايت به سوي كمال مطلق (طه آيه 82 و نيز 121 و 122) اشاره كرد.اين ها نشان مي دهد كه توبه پيش از آن كه تأثيري در آخرت داشته باشد در زندگي فردي و اجتماعي انسان اثر مي گذارد. بنابراين مي بايست به توبه به عنوان يك راهكار براي رهايي و ساز و كاري عملي براي برونرفت از مشكلات و دشواري نگريست. بسياري از مسايل و مشكلاتي را كه فرد و جامعه با آن روبه رو مي شود، مي توان با توبه و بازگشت به راه و مسير اصلي بازسازي و از جلوي راه پيشرفت فرد و جامعه برداشت. توبه وجدان و دادگاه دروني است كه فرد را بيدار مي كند و به راه راست و كمالي مي خواند و زمينه اي مي شود تا انسان به فطرت و عقل و دين و ايمان و حيا واقعي باز گردد و در نهايت كمال مطلق را درك كند.
|
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت

خُب اين سخنان عجيب و غريب چيست؟ تا بحال ما از
اين پيش گويي ها زياد شنيده ايم، ولي هنوز
اينجاييم و سياره مان هنوز سرجايش است. چرا اين
سال 2012 اينقدر مهم شده است؟ اين اخبار در تمام
دنيا در حال پخش شدن است.
طبق پيش بيني قوم مايا
سال 2012 پايان دنياست و تا سه سال ديگر دنيا
نابود خواهد شد.
واقعيت اين است
که تقويم مايا در سال 2012 به پايان مي رسد، به
همين دليل ماياها به دنبال هر دليل مذهبي، علمي،
اخترگويانه و تاريخي مي گردند تا بيابند که چرا
اين تقويم مي گويد که جهان رو به پايان است. رسالت
مايايي کسب قدرتي است که بتواند مردم را در تمام
جوامع نگران کند.
متآسفانه من براي تمامي
معتقدين به اين تقويم خبرهاي بدي دارم! هيچ
رستاخيز عظيمي در 2012 روي نخواهد داد، ولي چرا؟
vتقويم مايايي
تقويم مايا چيست؟
اين تقويم توسط تمدني پيشرفته به نام ماياها در
حدود 250 تا 900 ميلادي بوجود آمده است. شواهد
مربوط به امپراطوري مايا به قسمتهاي جنوبي مکزيک
تا گواتمالا و اِل سالوادور مي رسد.

منطقه ي حضور
ماياها
مردمي که در جامعه ي مايايي ساکن بودند، مهارت
پيشرفته ي در نوشتن داشتند و در ساختن شهرها و
مدنيت توانايي عجيبي پيدا کرده بودند. مايايي ها
احتمالا بخاطر اهرام و ساختمانهاي بزرگ ديگري که
ساخته اند معروف شده اند.
مردم ميا در فرهنگ
امريکي مرکزي تأثير زيادي داشته اند، نه فقط از
طريق تمدن خويش، بلکه با جوامع بومي که در اين
منطقه تشکيل داده اند. در حال حاضر هنوز شمار
زيادي از ماياها هنوز زنده اند و سنن باستاني خود
را ادامه مي دهند.
مايايي ها از تقويم هاي
مختلفي استفاده مي کردند و زمان را بعنوان گردش
هايي روحاني در نظر مي
گرفتند. از آنجايي که اين
تقويمها استفاده هاي عملي زيادي داشتند، مثل:
کاربردهاي اجتماعي، کشاورزي، اقتصادي و... ، به
عنصر مذهبي قوي ي تبديل شده بودند. اين کاملا با
تقويم ميلادي جديد متبين است که تنها داري معاني
اجتماعي و اقتصادي است.
بيشتر تقويمهاي مايايي
کوتاه بودند. تقويم تزولکئين (Tzolk"in) در 250
روز تمام مي شد و تقويم هاآب (Ha"ab) طول سال را
365 روز درنظر مي گيرد. مايايي ها اين دو تقويم را
با هم ترکيب کردند تا تقويمي به نام «گرد تقويم»
(Calandar Round) تهيه نمودند: که برابر است با يک
چرخه از 52 هاآب (تقريبا 52 سال که برابر طول
تقريبي يک نسل است.) درون يک گرد تقويم چرخه هاي
13 و 20 روزه وجود دارد. واضح است که اين سيستم
تنها زماني استفاده مي شود که 52 سال را 18980 روز
واحد در نظر بگيريم. بعلاوه ي اين سيستمها، مايايي
ها چرخه ي داشتند به نام «چرخه ي زهره». يشان با
دقت زياد تقويمي شکل دادند که بر اساس موقعيت زهره
در آسمان شب بود. وهمچنين ممکن است که آنها
تقويمهاي مشابهاي براي سيارات ديگر هم داشته اند.

تقويم
مايايي
با استفاده از گرد تقويم هيچ گاه نمي توان سالي قديمي تر از 52 سال را مشخص کرد! پس چگونه مي توان تاريخ هاي طولاني را با استفاده از تقويم مايايي ها تعيين نمود؟
vپايان شمارش طويل = پايان دنيا؟
ماياها براي حل اين مشکل روشي
ابتکاري بکار بردند. در نهايت تقويم آنها از دوره
ي بلندي استفاده کرد که 5126 سال دارد. اين دوره
بر اساس ملاحظات مذهبي، دوران قاعدگي، محاسبات
رياضي روي اعداد 13 و 20 و همچنين
اساطير اخترگويانه ايجاد شده است.
vولي اين تقويم چگونه کار مي کند؟
سال مبدأ در شمارش طويل مايايي در
«0.0.0.0.0» آغاز مي شود. هر صفر از 0-19 تغيير مي
کند که هرکدام نشاندهنده ي روزهاي مايايي است.
مثلا اولين روز از شمارش طويل به صورت 0.0.0.0.1
نوشته مي شود. اين عدد اضافه مي شود تا روز 19. با
افزوده شدن 1 روز ديگر يعني 20 روز به صورت زير
نوشته مي شود: 0.0.0.1.0 اين شمارش تا 0.0.1.0.0
ادامه مي يابد (حدود يک سال) و همينطور تا
0.1.0.0.0 (حدود 20 سال) و 1.0.0.0.0 (حدود 400
سال). حالا مثلا تاريخ 2.10.12.7.1 در تقويم
مايايي نشان دهنده ي تاريخ تقريبي 1012 سال و 7
ماه و 1 روز است.

سه ستون
نوشته شده توسط مايايي ها:
ستون سمت چپ
نشاندهنده ي تاريخ 8.5.16.9.9 يا 156 ميلادي
است
واقعا تقويم جالبي است. ولي اين تقويم با
پايان جهان چه ارتباطي دارد؟ رسالت مايايي تماما
بر اين اساس است که هنگامي که شمارش بلند مايايي
تمام شود، يک اتفاق بدي بوقوع خواهد پيوست.
متخصصين مايا از هر دو عدد 13 و 20 استفاده مي
کنند. طبق نظر ايشان پايان اين دوره مي تواند در
13.0.0.0.0 روي دهد. و اين تاريخ برابر با 5126
سال است. اين شمارش بلند دوره در 0.0.0.0.0 آغاز
شده است که مطابق 11 آگوست 3114 پيش از ميلاد مي
شود. حالا مسأله را متوجه شديد؟ شمارش طويل دوره ي
ماياها در 5126 سال بعد از اين تاريخ يعني در 21
دسامبر 2012 به پايان مي رسد.

vروز رستاخيز زماني
که چيزي تمام مي شود (حتي چيز بي خطري مثل يک
تقويم باستاني)، مردم گمان مي کنند که نهايي ترين
احتمالات براي پايان تمدن روي خواهد داد. از طرف
ديگر باستان شناسان و اسطوره شناسان معتقدند که
مايايي ها يک عصر روشنگري را براي سال
13.0.0.0.0پيش بيني کرده اند. ولي واقعيت اين است
که شواهد کافي براي چنين رستاخيز عظيمي در آن روز
در دست نداريم!!
تهديدهايي برعليه زمين و نوع
بشر تا بحال مطرح شده اند: برخورد سيارکها،
سياهچاله ها، انفجارات پرتوگاما در کهکشانهاي
نزديک، دوره ي يخبندان و جابجايي قطبين. ولي هيچ
شاهدي براي روي دادن يکي از اين اتفاقات در 2012
وجود ندارد. اين اتفاقات هر زماني مي توانند روي
دهند و هيچ ارتباطي با تاريخ خاصي ندارند. هر کدام
از اين تهديدها نياز به يک مقاله ي مستقل دارد که
توضيح داده شود که چرا دليلي براي روي دادن
آنها وجود ندارد.
نکته ي جالب اين است که
باستان ستاره شناسان مايايي هنوز اختلاف نظر
دارند که يا پايان تقويم در 13.0.0.0.0 است
يا 20.0.0.0.0(حدود سال 8000 ميلادي).
در
نتيجه، اين قبيل پيش بيني ها نه تنها مبناي علمي
ندارد بلکه از خرافات و اعتقادات اسطوره ي اقوام
باستاني ريشه گرفته است.
توجه مردم جهان به
اين قبيل خرافات نشان دهنده ي عمق خرافه پرستي و
جهل علمي نسبت به يافته هاي دقيق و جهاني علمي
امروز است. در واقع پيشرفت علم و تکنولوژي
تأثير زيادي در سطح علمي و درک عمومي اقشار جوامع
انساني بازي نکرده است!!
اينکه چطور به نتايج
عجيب و غريب يک تقويم باستاني گمنام چنين اطمينان
و توجه اي مي شود، روحيه ي غير علمي و نادقيق مردم
تحصيل کرده ي امروز را نشان مي دهد و البته شايد
دلايل پشت پرده ديگري داشته باشد!
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
موضوع: حجاب، از زبان شهدا
به پهلوى شكسته فاطمه زهرا(س) قسمتان مىدهم كه، حجاب را حجابرا، حجاب را، رعایت كنید.»
(شهید حمید رستمى)
«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوىمعنویت و صفا مىكشاند.»
(شهید على رضائیان)
«از خواهران گرامى خواهشمندم كه حجاب خود را حفظ كنند، زیرا كهحجاب خونبهاى شهیدان است.»
(شهید على روحى نجفى)
«اى خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهى چادر تو مىترسد تاسرخى خون من.»
(شهید محمد حسن جعفرزاده)
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
--نگاهی به ۱۰ حقیقت شگفت انگیز و عجیب علم فیزیک--

نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
سرعت مطالعه در افراد مختلف متفاوته.. بعضی ها
یک کتاب رمان ۳۰۰ صفحه ای رو در یک روز تموم
میکنند و اگه ازشون سوال بشه حتی میتونن جزئی
ترین وقایع اون کتاب رو شرح بدن و برخی دیگه همون
کتاب رو پس از یک ماه هم هنوز تنونستند تموم کنند.
خب همه ما قبول داریم که مطالعه و روخوانی یه
تکنیکه و شاید به جرات بتوان گفت که مطالعه مستمر
کتاب و روزنامه، تاثیر بسزایی در تقویت این تکنیک
خواهد شد. اگه دقت کرده باشید خیلی از افراد جامعه
ما حین مطالعه کتاب به کارهای دیگری چون مشاهده
تلویزیون، شنیدن رادیو، غذا خوردن، فکر کردن و
بسیاری اعمال دیگه نیز میپردازند.
بعضی ها
حین مطالعه کتاب، بعد از هر یک پا چند پاراگراف
مکث میکنند و مطالب رو در ذهنشون حلاجی میکنند
وبه صفحه بعد میروند و برخی های دیگه در حین
مطالعه و در پایان هر جمله به سرعت اون مطلب رو
تفسیر کرده و عبور میکنند. تعداد کثیری هم در حین
مطالعه، به یاد خاطرات شیرین و تلخ گذشته میافتند
و تا چندین بار در ذهنشون مرورش نکنند دست بردارد
نیستند. خیلی ها هم موقع مطالعه خوابشون میبره
اصلا انگار مطالعه از قرص خواب هم براشون با
ارزشتره.. همه این مسائل مطرح شد تا بدونید ما به
روشهای مختلفی میتونیم کیفیت مطالعمون رو بهبود
بدیم و از وقتمون نهایت استفاده را ببریم. آقای
Dennis Doyle یکی از استاتید کهنه کار و با سابقه
آموزش فن مطالعه یکی از دانشگاههای معتبر جهان
است. ایشون در زمینه مطالعه بهتر و سریعتر، یک
مطلب کوتاه و جالب رو در اینترنت قرار دادهاند.
البته این مطالب به زبان انگلیسی در اینترنت قرار
گرفته ولی خلاصه محتوای این مطالب را نیز جهت
استفاده همه عزیزان نیز قرار میدهیم. در این
مقاله کوتاه، از سرعت کتابخوانی به عنوان یک عادت
در میان مردم یاد شده که به چند روش میتوان این
عادت را تغییر داد. البته لازم به ذکر است که عادت
مطالعه به راحتی فراموش نخواهد شد ولی پس از تمرین
و ممارست به نتیجه قابل توجهی دست خواهید
یافت.
● روش اول
(دقت و تمرکز):
این روش به شما
میاموزد که اعمالی را قبل از شروع به مطالعه کتاب
انجام دهید. شاید این اعمال دقایقی از وقت شما
بگیرد ولی در عوض درک بهتری از مطالب آن کتاب
نصیبتان خواهد شد. مشاهده سریع عناوین فصول مختلف
کتاب، تصاویر و ساختار کلی کتاب از این دسته اند.
پس از پایان این اعمال سه سوال را از خودتان
بپرسید:
- هدف اصلی کتاب چیست ؟
- کتاب به
چه سبکی نگارش شده ؟
- هدف نویسنده کتاب چیست
؟
خب البته بدون انجام این اعمال، به درستی
نمیتوان برای این پرسش ها پاسخی
یافت.
● روش دوم
(هنگام مطالعه با خودتان صحبت
نکنید):
اکثر مردم به دو روش هنگام
مطالعه با خود صحبت میکنند.
- یا اینکه هنگام
مطالعه تمام مطالب را به صدای آهسته لب خوانی
میکنند.
- یا اینکه پس از مطالعه برای حفظ شدن
مطالب، یک دور هم برای خودشان مرور
میکنند.
● روش سوم
تدریس ها نشان داده که افراد در
حین مطالعه، به جهت انتقال کلمات به مغز مکثهایی
میکنند، این وقفه های کوچک در خوانندههای خوب
بسیار کمتر از خوانندگان ضعیفتر میباشد. این روش
به شما میآموزد که چگونه از وقفههای حین مطالعه
خود بکاهید.
روش چهارم (جلوگیری از تکرار یه
کلمه یا جمله):
خوانندگانی که سرعت آنها پائین
است یک کلمه یا جمله را چندین بار تکرار
مینمایند. این عادت بد (دوباره و سه باره خوانی
جملات) که تاثیر چندانی در درک بهتر مطلاب ندارند
باعث کاهش سرعت مطالعه میگردد. مطمئنا مطالعه
یکباره مطالب حتی با سرعت آرام، تاثیر بیشتری نسبت
به مطالعه چندباره خوانی دارد. حتما با خود تمرین
کنید که مطالب را اینگونه مطالعه
کنید.
● روش پنجم
(سرعت مطالعه خود را تغییر
دهید):
این روش به شما میآموزد که
میبایست سرعت مطالعه شما به نسبت نوع متن مورد
نظر تغییر کند. به عنوان مثال سرعت مطالعه متن یک
قرارداد مسلما بسیار پائینتر از سرعت مطالعه یک
متن از روزنامه باید
باشد.
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت

نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
می توانید با زدن رمز در ادامه مطلب از آن ئدیدین فرمایید!
متشکرم از حضور تان در وبلاگم......
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت

.:
سوال:
در مورد بني صدر و
اينگه چه ضربه هايي به ملت ايران زد توضيحاتي برام
بفرستيد.
.: پاسخ:
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
آخرین کلمات یک برقکار : خوب حالا روشنش
کن…
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت
ندارم با پنجرهء بسته بخوابم…
آخرین کلمات یک
متخصص خنثی بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم
تمومه…
آخرین کلمات یک نارنجکانداز: گفتی تا
چند بشمرم؟
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون:
این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…
آخرین کلمات
یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله
نداره…
آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم
کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به
طرفمون میاد…
آخرین کلمات یک خلبان: ببینم
چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک داور
فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک
دربان: مگه از روی نعش من رد بشی…
آخرین کلمات
یک دوچرخهسوار: نخیر حق تقدم با منه!
آخرین
کلمات یک دیوانه: من یه پرندهام!
آخرین کلمات
یک سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه
بازه…
آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست
کوچولو؟.
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها
کوسه وجود نداره…
آخرین کلمات یک فضانورد: برای
یک ربع دیگه هوا دارم…
آخرین کلمات یک قصاب:
اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم…
آخرین کلمات یک
قهرمان: کمک نمیخوام، همهاش سه نفرند…
آخرین
کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی: مکانیک یادش رفته
ترمز رو درست کنه!
آخرین کلمات یک کارآگاه
خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین
کلمات یک کامپیوتر: هارددیسک پاک شده
است…
آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم
بگیری ها…
آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم
تو عرضهء شلیک کردن نداری…
آخرین کلمات یک
گیتاریست: یه خرده ولوم بده…
آخرین کلمات یک
انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار
چیه؟
آخرین کلمات یک مادر: بالأخره سیدیهات
رو مرتب کردم…
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه:
این آزمایش کاملاً بیخطره…
آخرین کلمات یک
متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بکآپ
گرفتم!
آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار!
چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه
میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک
بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره…
آخرین
کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیهام صحیح
نبود.بیماریتون لاعلاجه…
آخرین کلمات یک بیمار:
مطمئنید که این آمپول بی خطره؟
آخرین کلمات یک
پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
آخرین کلمات
یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر
کرد…
آخرین کلمات یک خونآشام: نه بابا خورشید
یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
حمام با دوش اختاپوسی

سردوشی
ها در بازار معمولا به شکل های مختلفی یافت می
شوند، اما همه آنها تقریبا شکل و شمایل یکسانی
دارند و تنها تفاوت قابل توجه اندازه آنها است.
وگرنه همگی با شکل و شمایل دایره ای شان همراه با
حالت های مختلف آب پاش، حق هرگونه انتخاب هیجان
انگیز را از شما می گیرند.
اما اگر طالب تنوع
در این زمینه باشید، این دوش شش سر انتخاب مناسبی
است. می توانید آن را همچون یک اثر هنری حجمی
ببینید و یا به چشم یک موجود فضایی به آن نگاه
کنید. سرهای این دوش کاملا انعطاف پذیر بوده و هر
یک را می توان به هر سمت که می خواهید بپیچانید و
خم کنید.
من که ترجیح می دهم به چشم یک ربات
خطرناک که از فیلم های علمی-تحیلی بیرون آمده، به
آن نگاه کنم و همیشه هنگام دوش گرفتن مراقب باشم.
چون ممکن است روزی زمان برنامه ریزی شده برای
عملیاتش سر برسد و بالاخره بیدار شود. من به هیچ
وجه دوست ندارم آن موقع زیر دوش و اولین طعمه این
ربات غارت گر باشم. هشت پاهای مکانیکی فیلم
ماتریکس را به خاطر دارید که چگونه برای شکار
انسانها فلزات را با لیزر می بریدند و از سر راه
بر می داشتند.
هنوز درباره قیمت و نحوه خرید
آن چیزی گفته نشده (خب، برای ما که فرقی نمی
کند!)، اما کسانی که علاقه و امکان خرید را دارند
می توانند به سایت شرکت وادو مراجعه و اطلاعات
لازم را از طریق مکاتبه کسب کنند،
نوشته شده توسط M.H.K | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
خامنهاي خميني ديگر است
یک ساعت برای ریاضی دان ها
هر حكومتي پيش از ظهور امام زمان(عج) تشكيل شود محكوم به شكست است؟
دجال کيست ؟
چشم اسفندیار دولت
دل نوشته های یک بسیجی
تاریخچه پیدایش ریاضیات
سرما و گوشي تلفن همراه
جـــــــــــوابیــــــــــه بــــــه یکی از نظر ها (هم وطن سبز اندیشم در اسلام اباد)
گرگها خوب بدانند، در این ايل غریب ...
درباره وبلاگ

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی
اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي کُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيهاطَويلا
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
امکانات
نوشته های پیشین
سایر امکانات